گرگان - یکشنبه 18 آذر 1397 - دما درجه سانتیگراد




1397/7/18 - شماره 1755
خودباوری به روستاهای گلستان جان می دهد

بیش از هزار روستای گلستان در فراز و نشیب های تاریخی خود و با تلاش بی وقفه و یا تعلل در بهره برداری از ظرفیت ها و توانمندی ها به سرنوشت های متفاوتی دچار شده اند که بازتاب آن برای برخی مهاجرت های گسترده و متروکه شدن و برای تعدادی دیگر شکوفایی و رونق اقتصادی است. به گزارش ایرنا، برخی روستاهای گلستان این روزها به بنگاه های بزرگ اقتصادی تبدیل شده و با تمرکز فراوان بر تولید یک یا چند محصول خاص به دنبال پیدا کردن نام و نشانی در گستره ملی و حتی جهانی برای خود هستند. تقویت ساختارهای محلی، کمک به رشد استعدادها و ظرفیت ها و بهره وری حداکثری از منابع خدادادی این روستاها را به جلوه گاهی از رونق آفرینی و درآمدزایی برای بومیان تبدیل کرده و با چرخاندن سیکل مهاجرت زمینه را برای بازگرداندن به شهر رفته ها فراهم آورده است. نمونه این روستاها در گلستان متعدد و بهترین گزینه ها برای الگوسازی در اندازه های محلی و ملی است. یکی از این روستاها وامنان در شهرستان آزادشهر است؛ روستای بی رمقی که ساکنانش با کاشت گندم و جو به سختی روزگار گذرانده و امرار معاش می کردند و جوانانش هم آینده ای جز مهاجرت به شهرها برای خود متصور نبودند. شاید بخت با آن ها یار بود که یکی از اهالی به فکر کشت زغفران افتاد و با کاشت طلای سرخ در گوشه ای از باغچه خانه اش، مسیر اقتصاد روستا را تغییر داد. محصول و درآمد مناسب اهالی را وادار کرد به جای کاشت غلاتی که درآمدش به زحمت درو و جمع آوری اش نمی ارزید، کاشت محصول جدید را امتحان کنند که نتیجه آن توسعه کاشت زعفران به بیش از 150 هکتار زمین این روستا است. اهالی وامنان با کاشت زعفران به درآمدهای بالایی رسیدند و علاوه بر ایجاد انگیزه در حفظ جوانان برای حضور در روستا، افراد مهاجرت کرده را هم ترغیب به دست کشیدن از زندگی شهری و بازگشت به روستا کردند. وامنان حالا آن روستای بی نام و نشان 15 سال قبل نیست؛ زعفران این روستا آرام آرام در حال تبدیل شدن به برندی جهانی است که از رقیبان داخلی اش سبقت گرفته و می خواهد به ویترین بازارهای اروپایی برسد. دیگر نمونه تحول آفرینی را باید در روستای عطاآباد آق قلا جستجو کرد. روستایی با آمار بیکاری و اعتیاد فراوان و سیل جوانان مهاجرت کرده به شهرها و استان های دیگر که رنگ و بویی از امید و زندگی نداشت و آرام آرام در حال تخلیه و متروکه شدن بود. جرقه تحول این روستا از ذهن یک جوان عطاآبادی در کارگاه مبل سازی تهران زده شد. این جوان که در طراحی و ساخت مبل به مرحله استادی و تبحر فراوان رسیده بود به فکر افتاد که می تواند همین کارها را در زادگاه خود انجام دهد و به جای خریدن رنج غربت و دوری کارگاهش را در روستایش برقرار کند. این جوان با ترس از امکان شکست ایده بلند پروازانه خود به عطاآباد برگشت و در گوشه ای از حیاط خانه شروع به ساختن مبل با آخرین الگوهای جهانی کرد. نتایج این کار باور نکردنی بود؛ روستایی که هر روز شاهد مهاجرت جوانانش به شهرها بود و اعتیاد روح و جسم جوانانش را مثل خوره می خورد و نابود میکرد با به ثمر نشستن ایده ساخت مبل و رونق فروش آن ها، به جایی رسید که هم اینک 200 کارگاه مبل سازی کوچک و بزرگ دارد و دیگر کسی در این روستا نگران اعتیاد و یا شغل جوانانش نیست.این دو نمونه شاخص روستایی گلستان نمونه ای قابل اعتنا و اتکا برای روستاهایی است که به جز چشم داشتن به بودجه های دولتی راه دیگری برای خروج از بحران ها و بهره وری بیشتر از ظرفیت ها برای خود متصور نیستند.روستاهای بسیاری در گلستان وجود دارد که با شاخصه های منحصر به فرد و نادر فقط به تلنگری برای گذر از روزهای سخت و دشوار احتیاج دارند.تا زمانی که چشم یک روستا برای حل مشکلات به بودجه محدود دولتی باشد بی گمان باید آینده ای دور و دراز را برای رفع آن مورد نظر داشت. اکنون بر خلاف گذشته می توان با قاطعیت بیشتری ادعا کرد خودباوری رمز و راز نجات روستاهای گلستان از مشکلات فراوانی است که با آن دست و پنجه نرم می کنند.تقریبا نیمی از جمعیت گلستان در روستاها زندگی می کنند که شناسایی ظرفیت های بومی توسط اهالی، بازپروری و شکوفا کردن آن ها و حرکت به سمت بهره برداری هدفمند و بلند مدت می تواند این روستاها را به مراکزی مهم و تاثیرگذار برای تولید انواع محصولات و نقش آفرینی برای صادرات به کشورهای دیگر تبدیل کند.ایده صادرات محصول از یک روستای کوچک در گلستان بلند پروازانه است اما نتیجه کاری که در وامنان و عطاآباد انجام شد ما را به سرانجام شیرین این بلندپروازی ها امیدوار می کند.