گرگان - جمعه 31 فروردين 1397 - دما درجه سانتیگراد




1397/1/27 - شماره 1694
زن و پویایی

انسیه روشنی

زنان گاهی بی واسطه می خندند ،بی آهنگ می رقصند با پرنده ها آواز می خوانند و بی هیچ صدایی بر میگردند و نگاهت می کنند و از میان هزاران ،خاطره ی یک نگاه را به یاد می آورند . این گاهی ها به هوای خوب ،خانه ی مجلل لباس شیک و زیور آلات ربطی ندارد این گاهی ها به عجیب بودن زنان مربوط نیست در واقع زنان موجودات عجیبی نیستند فقط چون همیشه مردان در باره ی آنان نوشته اند زنان را عجیب می بینند . این گاهی ها به دوستت دارم ها بر میگردد،به فعمیدن کلام از  چشم به آغوش در سکوت ، به چترهای خیس شده ی پاییز و ب آدم برفی های دونفره .

این گاهی ها را شانه هایی میسازد که محکم تر از هر وعده ایست . .

زنان آشپزخانه هایشان را دوست دارند وقتی برای چنین مردانی عشق می پزند .

من زن هستم و زن بودنم را دوست دارم آنقدر که میخاهم هم همسر باشم و هم مادر .

بهشت زیر پایم را به کودکم می بخشم و عشق را به همسرم .

جنسیتی هستم با دنیایی متفاوت با درونی پر از خاسته و تمایلات .

من ضعیفه یا جنس دوم نیستم . نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل داده ام و سیاستمداران بزرگ در دامن من رشد نموده اند .

کنار تمام این تمایلات زنانه شور و حرارت زیادی برای فعالیت در عرصه های اجتماعی دارم . بعنوان یک زن باور دارم که می توانم از عهده ی هر کاری بربیایم . فقط در این عرصه نیاز به فضای گسترده ی فکری سیاستمدران و زمامدارانی دارم ،  که جنسیت ما را مطابق مرزهای جغرافیایی مان  تعیین می کنند . اگر چند قدمی تاریخ را طی کنید بزرگ زنانی را می بینید که در برپایی انقلاب ها نقشی اساسی داشتند . زنانی که همیشه در عرصه های سیاسی تلاش فراوان کرده اند مامی توانیم «پارک گون های» «ایندیراگاندی» ایزابل پرون»و «بی نظیربوتو» های فراوانی در دنیا داشته باشیم که شجاعانه و با صلابت قدم بردارند و دنیا را عاری از هرگونه جنگ و فقر و خشونت کنند . زنان در طول تاریخ نه تنها به طور مطلق تر از مرد ساخته بلکه به منزلتی تا مرتبه ی الوهیت رسانیده شده اند و از این جهات است که در ایران مصر یونان هندوستان و.. خدایان و نیمه خدایان غالبا بصورت زن تصویر و مجسم می شده اند .

زن از ابتدا مظهر حیات و آفرینش بوده و قدرت مقام سروری در اجتماعات پیشین را داشته است . « ویل دورانت» در تاریخ تمدن خود می نویسد :«زن در این دوره از حیث بلندی قامت و بردباری و چاره اندیشی ،نه تنها دست کمی از مرد نداشته بلکه موجودی بوده کاملا نیرومند که می توانسته ساعات درازی به کارهای دشوار بپردازد و به هنگام حمله ی دشمن ،بخاطر فرزندان و عشیره ی خود تا سرحد مرگ بجنگد.لیکن باور داریم در دنیایی که هنوز زن ،بعنوان جنس دوم شناخته میشود فرصت شناخت به زنان داده نشده است این واقعیت  در همه ی جوامع وادیان بوضوح دیده میشود . حتی  اگر زن مقدس گونه ای بر ما وارد شود ، بنابر گفته ی اوریانافالاچی ،مسیح او را فرزند روح القدوس می دانند . نه فرزند مریم .  شاید به ندرت بتوان در جوامع بسته زنی را یافت که جزِ مسئولین حکومتی در کشورها باشد، البته این سیاست دنیاست  که زنان را در خانه هایشان  محبوس نگاه  دارند .  تا به خدمات خانگی رسیدگی نمایند و مردان  به تنهایی زمام امور دنیا رابه دست بگیرند . اما جدا از اختیاراتی که به صورت ناخود اگاه از زندگی زنان حذف شده اغلب این خودمان هستیم که  شور و نشاط و استعدادهای درونیمان را فراموش کرده و شکایتی نداریم.  زنان با بی میلی و متاثر از جنسیت  خودشان  به سراغ  این دگر گونی رفته اند . این حقوق پایمال شده در کشورها و جوامع با توجه به فرهنگ متفاوت می باشد .در کشورهایی هنوز زنان از کوچک ترین حق طبیعی خود که انتخاب همسر است بی بهره اند ، در کشورهایی زنان هنوز برای انتخاب نوع شغل و علاقه ی خود مبارزه می کنند و در کشورهایی برای داشتن آزادی بیان و اندیشه و ... در هر صورت گروهی از زنان همیشه در حال مبارزه اند و سعی در بیدار کردن جنس موافق خود دارند  . وقت آن رسیده که همه بدانند  ما زنان علاوه بر همسر داری و مادری ،سیاست و اقتصاد را هم دوست داریم . انقلاب های بزرگ تاریخ ثابت کرده است که در برپایی یک  شور انقلابی زنان همیشه پرچم دار بوده اند و نقش آنان در استقرار یا  براندازی یک انقلاب یا فرهنگ پر رنگ تر از مردان بوده است . اما هنگام تقسیم قدرت این هیچ است که نصیب زنان می شود . و این امر هیچ توجیحی جز نادیده گرفتن این قشر عظیم از جامعه  ندارد . ما هم دوست داریم زنان بیشتری، به تساوی  مردان در کرسی قدرت، برای مردمان  کشورشان تصمیمات درست اتخاذ نمایند .. هر چند که در سال های اخیر در خیلی از کشورها وانمود می شود که زنان و مردان برابرند اما تصمیمات و نتیجه ی اعمال چیز دیگری را نشان می دهد و این ظلم ملایم بر علیه جامعه ای که نصف جمعیت دنیا را بر گرفته بسیار متاثرکننده و غم انگیز است . البته باید اذعان داشت که ما به دنبال برابری حقوق زن و مرد نیستیم .ما حقوق انسانی مان  را می خواهیم در جسمی  به نام زن و شاید مواقعی  این حقوق بیشتر از مردان باشد و در مواقعی  کمتر .  ما دنیای صورتی رنگی که به ما تحمیل می شود را دوست نداریم . بهتر است  این قلم مو دست خودمان باشد تا با رنگ ها دنیایی بسازیم که خودمان می خواهیم آنوقت ممکن است باز هم هزاران زن دنیای خود را صورتی کنند اما با آگاهی ...